کم‌توانی ذهنی|بهترین گفتاردرمانی ملک شاه کرج 09121623463

کم‌توانی ذهنی|بهترین گفتاردرمانی ملک شاه کرج 09121623463

 

کم‌توانی ذهنی (انگلیسیIntellectual disability) یا «عقب‌ماندگی ذهنی» (به انگلیسیMental Retardation) اختلالی است که با عملکرد هوشی زیر حد طبیعی و اختلال در مهارتهای انطباقی مشخص می‌گردد. کم‌توانی ذهنی از لحاظ آماری به این صورت تعریف می‌شود عملکرد شناختی که بر اساس آزمون استاندارد هوش، معادل دو انحراف معیار زیر میانگین جمعیت عمومی باشد[۱] سن شروع کم‌توانی ذهنی زیر ۱۸ سال است و منظور از مهارتهای انطباقی انجام کارهای است که در هر سن خاص به‌طور معمول از فرد انتظار می‌رود. با اقدامات آموزشی و اجتمائی می‌توان یک زندگی طبیعی در خارج از بیمارستان را برای این افراد فراهم کرد که شامل مدارس ویژه، انجام کارهای خانه‌داری و صنایع دستی و حمایت از این افراد و خانواده آنان می‌باشد.

آمار

در جمعیت ۱۵–۱۹ سال شیوع موارد متوسط و شدید حدود ۳–۴ مورد در ۱۰۰۰ است. معادل ۶–۸ مورد در ۲۰۰۰بیمار یک پزشک عمومی. این شیوع از سال ۱۹۳۰ اندکی تغییر کرده اما بروز موارد شدید به علت مراقبت‌های خوب نوزادی و جنینی تا حد یک سوم تا یک دوم کاهش یافته‌است. علت ثابت ماندن شیوع، زندگی طولانی‌تر افراد عقب مانده ذهنی است.

سبب‌شناسی

  1. عوامل قبل از تولد: بیشتر شامل تأثیرات ژنتیک و تغییرات کروموزومی می‌شود. ضمن این که عفونت‌های رحمی و ابتلای به بیماری سرخچه و توکسوپلاسموز (بیماری خطرناکی که از طریق گربه منتقل می‌شود) نیز در بروز عارضه نقش دارند. آنچه مسلم است بیشترین علل عقب ماندگی ذهنی همین عوامل قبل از تولد است که از نظر پیشگیری نیز اهمیت دارند، به ویژه عوامل کروموزومی مانند سندرم داون و عوامل عفونی مثل سرخچه و توکسوپلاسموز مادرزادی. در این بین عوامل حین تولد مثل زایمان مشکل و خون‌ریزی جمجمه و اشکالات تنفسی حین زایمان و … نیز مؤثر می‌باشند.
  2. عوامل پس از تولد: شامل ضربات شدید به جمجه کودک (یرقان) سیانوز (سیاه شدن)، عفونتهای دوران نوزادی به همراه تب و تشنج، کم‌کاری تیروئید و … است که با مواظبت از کودک بخصوص قبل از سن چهارسالگی می‌توان از بروز عقب ماندگی ذهنی تا حدی جلوگیری نمود.
  3. عوامل محیطی اجتماعی: تأثیرات محدودتری در بروز عقب ماندگی ذهنی دارند و شامل فقر، تغذیه، ناپایداری خانواده، وضعیت اقتصادی – اجتماعی بد و محرومیت‌های فرهنگی و استرسهای مکرر و فوق تحمل در محیط زندگی کودک است.

مشکلات جنسی

شایعترین آن خودارضایی در معرض عموم است. برخی مثل بچه‌ها در مورد بدن سایرین کنجکاو هستند که ممکن است از آن تعبیر جنسی شود. بسیاری از عوامل کم‌توانی ذهنی ارثی نیست و آن دسته که ارثی است باعث ناباروری نیز می‌شود. بنا بر این نگرانی اصلی از مقاربت این افراد تولد کودکان عقب مانده نیست بلکه توانائی آنان به عنوان یک پدر یا مادر برای نگهداری یک کودک طبیعی است. استفاده از روش‌های جلوگیری مفید است.

بیماریهای جسمی

شایعترین حالت در موارد شدید و بسیار شدید عقب ماندگی ذهنی دیده می‌شود که اکثراً ناتوانائی‌های حسی یا حرکتی یا صرع دارند. فقط یک سوم این افراد تحرک دارند و یک چهارم به دیگران وابسته هستند. مشکلات شنوائی و بینائی مانع دیگری برای توانائی شناختی است. ناتوانی‌های حرکتی که شایع نیز می‌باشد عبارتند از: اسپاستیسیتی-اتاکسی-آتتوز

اثر عقب ماندگی ذهنی بر خانواده

به محض تشخیص عقب ماندگی ذهنی در نوزاد والدین پریشان می‌شوند. برخی کودک را نمی‌پذیرند. گرچه این طرد کردن مدت طولانی دوام ندارد معمولاً تشخیص پس از سال اول گذاشته می‌شود. والدین مجبورند امیدها و انتظارات خود را تغییر دهند که گاهی باعث افسردگی طولانی والدین همراه با احساس گناه و شرم و خشم می‌شود. تعداد کمی کودک را نمی‌پذیرند. در حالی که بقیه در مورد مشخصات سایر فرزندان شدیداً احساس می‌شوند. سرانجام اکثر والدین تطابق پیدا می‌کنند. این والدین نیازمند حمایت طولانی مدت هستند.

مشکلات هیجانی و رفتاری

واکنش‌ها به وقایع استرس زا

واکنش آنان مشابه افراد عادی است. با این حال آنان پریشانی را بیشتر در رفتار خود نشان می‌دهند تا در کلمات. تحریک پذیری، آژیتاسیون ترس یا رفتارهای دراماتیک ممکن است نشانه یک اختلال حاد استرس باشد. همیشه باید این نکته را در نظر داشت که گاهی این واکنش به یک بیماری جسمی تشخیص داده نشده‌است.

مشکلات رفتار

این مشکلات، نسبت به کودکان عادی در سنین بالاتری رخ داده و بیشتر طول می‌کشند گرچه طی زمان بهبود می‌یابند. بسیاری از عقب ماندگان ذهنی، پرفعالیت و حواس‌پرت تکانشی (impulsive) هستند. مشکلات جدی تر عبارتند از خود آزاری و رفتارهای اوتیسمی (مثل فعایتهای تکراری بی هدف و استرئو تایپی خم شدن به عقب جلو کوبیدن سر به دیوار). این مشکلات جدی در عقب ماندگان ذهنی شدید شایعتر است(۴۰٪ کودکان و ۲۰٪ بزرگسالان). در تعداد کمی از بیماران رفتارهای تهاجمی به حدی شدید است که احتمال آسیب به خود بیمار و مراقبت وی وجود دارد که به آن رفتارهای چالش‌برانگیز می‌گویند.

تظاهرات بالینی

نمای کلی عبارت است از کاهش کارائی در همه انواع کارهای هوشمندانه مثل یادگیری، حافظه کوتاه مدت، استفاده از مفاهیم و حل مشکل. گاهی یک عملکرد بیشتر از بقیه مختل می‌شود مثل زبان

Related posts